مصاحبه روزنامه جوان با کارگردان جهانشهری ها

در همان قسمتی از مستند که مربوط به سرگذشت اوست دلیل مهاجرتش به ایران و خواندن دروس حوزه اشاره هم می‌کند؟ (چون بنده تمام ۱۴ قسمت مستند را ندیده‌ام)
بله. حالا از این طریق به شما و همه مخاطبان عزیز توصیه می‌کنم که قسمت‌های ابتدایی این مستند را که قرار است از شبکه مستند پخش شود حتماً ببینند. در همان قسمتی که پخش شد می‌گوید تحت تأثیر افراد و مبلغین مذهبی که برای شناساندن اسلام به دیگر کشورها از جمله امریکا می‌روند قرار گرفته بوده است. ضمن اینکه اهل پرسشگری بوده و به فلسفه نیز علاقه‌مندی زیادی داشته است و بعد از مشرف شدن به سفر حج تصمیم می‌گیرد که قدم در این راه بگذارد. ایشان بعد از اینکه تحصیلاتش در حوزه علمیه به اتمام می‌رسد برای تبلیغ دین اسلام در خارج از کشور دعوت می‌شود که دلیل آن تسلطش بر چندین زبان زنده دنیاست. این مبلغ روحانی پس از استقرار در شهر ناتینگهام مرکز اسلامی این شهر را تأسیس و راه‌اندازی می‌کند. نکته جالب در مورد همین روحانی این است که همسرش از یک ملیت دیگر است و بچه‌های او نیز در کشورهای مختلفی متولد شده‌اند. در واقع نمی‌شود که ایشان و خانواده‌اش را در یک ملیت خاص تعریف کرد و به نوعی یک «جهانشهری» تام و تمام محسوب می‌شود. هرچند ممکن است با یک پیگیری دقیق و موشکافانه همه ما در حال حاضر یا شاید در آینده یک جهانشهری باشیم. با پیشرفت رسانه‌ها، ارتباطات و تسریع و تسهیل در سفرها و آمدو شدها مرزها و ملیت‌های مختلف در هم آمیخته خواهند شد و انسان‌هایی با چندین ملیت ظهور خواهند کرد. این مجموعه هم هدفش این بود که ذهن‌ها متوجه این مقصود و غایت بشوند.

با توجه به اینکه شما درناتینگهام انگلیس زندگی کرده‌اید، بخشی از این مستند به افرادی ساکن در سرزمین‌های امریکای جنوبی مربوط می‌شود. این اتفاق چگونه شکل گرفته است؟ چطور می‌شود که بخش‌های این مستند از قلب اروپای مدعی به یکباره سر از امریکای جنوبی در می‌آورد؟
داستان از این قرار بود که ما در آنجا (ناتینگهام) یکی از شخصیت‌هایی که شروع کردیم درباره زندگی و ملیتش کار کردن، خانمی بود اهل کشور ونزوئلا که دانشجوی دانشگاه ناتینگهام بود. این خانم یک شیعه محجبه و مقید بود که همین مسئله باعث تعجب ما شد. مثلاً اینکه در امریکای جنوبی و کشور ونزوئلا چطور یک مسلمان شیعه زندگی می‌کند؟ مگر در کشور او چقدر مسلمان و شیعه زندگی می‌کرد؟ از جمله نکات جالب توجه در مورد ایشان این بود که این خانم متولد کشور ونزوئلا بودند. خلاصه قرار شد که ایشان هم یکی از سوژه‌های مجموعه مستند ما باشند. در حین کار ما متوجه شدیم ایشان تحت تأثیر یک روحانی آرژانتینی که برای تبلیغ به ونزوئلا می‌رود شیعه می‌شود. البته ایشان اجدادشان اهل لبنان و مسلمان اهل سنت بوده‌اند اما به دلیل زندگی کردن در یک محیط سکولار، تقیدات مذهبی خاصی نداشتند چراکه اغلب مهاجرینی که از کشورهای مسلمان و خاورمیانه به امریکای جنوبی رفته‌اند در آن محیط استحاله شده‌اند چراکه فضا کاملاً اروپایی است. در امریکای جنوبی برخی از شیعیان بعد از وقوع انقلاب اسلامی در ایران به نوعی بازسازی و احیا می‌شوند و به غیر از یک گروه اندک مسلمان سنی مذهب، بقیه مسلمانان یک شخصیت و رفتار بارز اسلامی نداشته‌اند. به هر حال ایشان هم تحت تأثیر این روحانی آرژانتینی که تا آن روز ما حتی اسمش را هم نشنیده بودیم، شیعه می‌شوند. بعد از پیگیری و سؤالات ما بود که این خانم یک ایمیلی از آن روحانی را در اختیار ما قرار دادند که من هم از همین طریق با او در ارتباط بودم و در سفر بعدی که به ایران آمده بودم به قم رفتم و این روحانی را پیدا و با او ملاقات کردم. در این دیدار من متوجه شدم که نه تنها ایشان یک سوژه خوب برای مجموعه مستند جهانشهری‌ها می‌تواند باشد بلکه یک داستان بزرگ‌تری هم پشت سرش قرار دارد و آن اینکه ایشان ۱۵ سال است که تک و تنها به عنوان مبلغ دین اسلام و مذهب شیعه زحمات و تلاش زیادی انجام داده است. در جاهایی که واقعاً با مشکل و با زحمت، به دلیل وجود جهل مطلق مردم نسبت به اسلام و شیعه و با وجود تبلیغات و سمپاشی‌های صهیونیست‌های حاضر در آنجا علیه اسلام، کار تبلیغ و تبیین دینی کرده است. نکته جالب اینکه این روحانی عزیز به کشورهایی رفته که کشورمان در آنجا سفارت و دفتری هم دارد. ما از ایران امکان سفر به بعضی از آن کشورها برایمان میسر نبود کشورهایی مثل «پرو»، در حالی که یک کشور بسیار مهمی هست به همین دلیل متأسفانه ما مجبور شدیم که ویزای آن کشور را از انگلیس بگیریم.

در حوزه سوژه‌یابی، پرسوناژهای شما با چه معیار و فاکتورهایی انتخاب می‌شدند؟ آیا صرفاً مسلمان یا شیعه بودنشان علت انتخاب بود یا موارد دیگری هم مورد توجه بوده است؟
همانطور که گفتید به دلیل اینکه کار در قالب گروه معارف شبکه سه تعریف شده بود بنابراین جنبه دینی و اعتقادی نقش اساسی را داشت. ضمن اینکه ما می‌خواستیم با این کار اعلام کنیم که اسلام دینی ورای مرزهای جغرافیایی، قومی و ملی است و در واقع این آیه ۱۳ سوره حجرات هم که در ابتدای کار دیده می‌شود، در ابتدا مدنظر ما بود حس می‌کردیم که این مسئله یک مشکلی است که باید بیشتر به آن پرداخته شود و بحث فراملیتی بودن، برابری و برادری دینی و پیوندهای دینی که میان مسلمین از ملل مختلف باید باشد در این کار بتوانیم نمایش بدهیم. به طور کلی ما می‌خواستیم از منظر دینی به قضیه وحدت انسانی نگاه کنیم لذا بحث مسلمان بودن برای ما مطرح بود. بنابراین بحث شیعه بودن هم مهم بود منتها نه به این شکل که ما تعمد داشته باشیم همه افراد منتخب شیعه باشند. اما به طور طبیعی در مرحله تحقیق و پیدا کردن این افراد معمولاً دو حالت پیش می‌آمد یا اینکه خودمان فردی را پیدا می‌کردیم و با او صحبت می‌کردیم؛ یا اینکه افراد خودشان کس دیگری را معرفی می‌کردند. در هر دو این حالت‌ها جلب اعتماد و راضی کردن طرف مقابل برای حضور در یک برنامه‌ای که متعلق به تلویزیون جمهوری اسلامی ایران بود، طبعاً برای افرادی که شیعه بودند این قضیه به خاطر علاقه‌ای که معمولاً شیعیان به ایران دارند راحت‌تر اتفاق می‌افتاد. این باعث شد که تعداد بیشتری از این مجموعه دارای مذهب شیعه باشند. از برادران اهل سنت اگر کسی پیدا می‌شد که یکی از سوژه‌های ما باشد خیلی هم استقبال می‌کردیم اما در عمل حتی یکی دو مورد هم توافقات اولیه انجام شد ولی بعد مجدداً به دلایلی امکان انجام کار فراهم نشد!

انتخاب سوژه نیمی از کار است و همکاری نفر منتخب هم نصف دیگر و البته مهم‌تر مسیر به حساب می‌آید. آیا در فرایند همکاری سوژه‌ها، با توجه به هجمه‌های بسیار زیادی که علیه مسلمانان به خصوص در اروپا وجود دارد، مشکلی هم برایتان پیش آمد یا خیر؟
بله. برخی از این افراد که ما انتخاب می‌کردیم یا به ما معرفی می‌شدند یا در همان مراحل اولیه یا پس از چند مرحله که مذاکره و صحبت می‌کردیم منصرف می‌شدند.

یعنی در واقع به این سادگی‌ها هم نبود.
نه اصلاً ساده نبود. عرض می‌کنم در مواردی برای پذیرفتن پیشنهاد ما توسط برخی از این افراد نزدیک به یک‌سال از طریق صحبت، تلفن و ایمیل تلاش صورت می‌گرفت تا اینکه فرد موردنظر راضی به همکاری با ما بشود.

علتش چه بود؟
یک دلیل آن عدم وجود اعتماد و اطمینان بود. دلیل دیگرش مثلاً فردی که ما او را پیدا کرده بودیم یکی از اعضای خانواده‌های اشراف‌زاده انگلیسی که از خانواده نجبا و لردهای انگلستان بود، در منطقه‌های خیلی اعیان‌نشین نزدیک به آکسفورد که محله متمولین و پولدارهای انگلیسی محسوب می‌شود. حالا یکی از جوانان این خاندان مسلمان و شیعه شده بود و برای ما هم خیلی جذاب بود که بدانیم چه اتفاقی افتاده است که یک نفر با این نوع تربیت و جو حاکم بر خانواده آمده و مسلمان و به خصوص شیعه شده است. از طریق چند نفر از دوستان ایشان که ما در همین مجموعه با آنها صحبت کرده بودیم خیلی تلاش کردیم که راضی‌اش کنیم اما اصلاً حاضر به جلو دوربین آمدن نشد و این نشان می‌داد که در آن محیط خاص برایشان یک ملاحظات امنیتی خاصی وجود دارد که شاید نتواند حضور پیدا بکند. یا بعضی جاها ما در داخل مساجد که برای تصویربرداری می‌رفتیم، برخی حتی از مسلمانان که در آنجا بودند می‌گفتند که تصویر ما را نشان ندهید؛ چراکه در محل کار همکارانمان نمی‌دانند ما مسلمان هستیم و شاید اگر از این موضوع مطلع شوند ما را اخراج کنند!

به طور طبیعی برخی از افراد مصاحبه‌کننده ممکن است مباحثی را طرح یا ادا کنند که با عقاید و نوع نگاه شما در تعارض یا چالش‌برانگیز باشد. آیا شما در مسیر تهیه این مجموعه سعی کردید که نکات متعارض با آرای خودتان را در تدوین برش بزنید؟ و اینکه آیا در این راه سعی داشتید که مسیر مصاحبه را (در راستای نظرات مطلوب خودتان) طراحی و مدیریت بکنید؟
ما در این کار یک‌سری سؤالات مشترک و کلی از همه این افراد در رابطه با زندگی شخصی‌شان اگر مسلمان شده بودند، علل و دلایل تغییر مذهب دادنشان، بازخورد و عکس‌العمل دیگر افراد خانواده‌شان نسبت به مسلمان شدن او، نظرشان در مورد وضعیت جامعه خودشان و اگر تجربه سفر به کشور دیگر اسلامی و مشخصاً ایران داشته‌اند چه نظر و نگاهی دارند. مجموع این مباحث یک‌سری سؤالاتی بود که ما به صورت روتین و متداول از کلیه سوژه‌هایمان می‌پرسیدیم، اینجوری نبود که ما یک میکروفون نصب کنیم و فرد هر چه دوست دارد و مایل است بگوید و ما هم نمایش بدهیم، اینکه مصاحبه می‌شود نه مستندسازی! بنابراین یک حالت گفت‌وگو را ایجاد می‌کردیم و اگر بخواهیم عنوان جهت‌دهی به آن بدهیم سؤالاتی که ما داشتیم طبعاً به نوعی از پیش طراحی شده بود اما فرد هرآنچه را می‌خواست و معتقد بود مطرح می‌کرد نه آن چیزی را که ما به دنبالش بودیم یا می‌پسندیدیم.

منظور ابرام و اصرار شما روی یک مبحث یا جواب خاص است؟
نه! قطعاً اینگونه نبوده است چراکه اگر اینگونه بود شک نکنید که مستند به یک حالت تصنعی و غیرواقعی مبتلا می‌شد که مخاطب به سرعت متوجه این موضوع می‌شود. از طرفی هم اغلب سوژه‌های ما افرادی تحصیلکرده و فرهیخته بودند که اساساً نمی‌شود آنها را در چنین فضایی قرار داد. ما سعی کردیم یک گفت‌وگوی صمیمانه و دوستانه و به دور از ایجاد هرگونه حس بد را انجام بدهیم. البته گاهی پیش می‌آمد که قریب به دو روز با یک نفر مصاحبه و تصویربرداری انجام می‌دادیم و حدود چهار پنج ساعت راش داشتیم که باید آن را برای یک بخش ۳۰ دقیقه‌ای تنظیم می‌کردیم؛ بنابراین طبیعی بود که در تدوین بخش‌های زیادی از مصاحبه اصطلاحاً کات می‌شد.

در این مستند افراد چند ملیتی حضور دارند که به نوعی جهانشهری هستند، نکته قابل توجه دیگر در این مستند رنگین‌پوست بودن افراد حاضر در آن است. آیا در ابتدا این مسئله تنوع نژادی برایتان مطرح بود یا خیر؟
قطعاً. ما مایل بودیم که انسان‌هایی از قومیت‌ها، رنگ‌ها و ملیت‌های مختلف تنوع و تکثرش زیاد باشد برای اینکه هم این ایده نشان داده شود که اسلام در یک مقیاس و سطح جهانی در حال احیا و بیداری است و «جهانشهری‌ها» یک تابلویی از این جهانی بودن دین اسلام است. هم اینکه این حس خود رستگارپنداری که ما ایرانیان داریم و گمان می‌کنیم که سقف آسمان شکافته شده است و فقط ما رستگار و هدایت شده‌ایم از بین برود که خوشبختانه این مسئله در بازخورد پیامکی که از مخاطبان تهیه شده بود تا حدودی منتقل شده بود. چراکه این افراد برخلاف ما، برای مسلمان و شیعه شدن زحمات و صدمات و رنج‌های زیادی را متحمل شده‌اند. از بسیاری خوشی‌های موجود در اطرافشان به خاطر مسلمان و شیعه بودن چشمپوشی کرده‌اند! چقدر به خاطر مسلمان بودنشان مورد تحقیر و آزار قرار گرفته‌اند و به رغم همه این ناملایمات در جامعه زیستی خودشان در زمره افراد فعال و پویا قرار دارند بر عکس افرادی که در کمال امنیت و آرامش فقط ادعا دارند و مدعی هستند!

آقای دکتر آیا همه افرادی که جزو پرسوناژهای شما بودند دارای مدرک تحصیلی عالی و آکادمیک بودند؟
خیر. اتفاقاً من تأکید داشتم که در این مجموعه همه افراد و اقشار یک جامعه شهروندی حضور داشته باشند از راننده تاکسی و آشپز گرفته تا دانشجو و استاد دانشگاه نحوه زندگی و مسلمان و شیعه شدن آنها در این مستند به تصویر کشیده شده است.

/ 1 نظر / 29 بازدید
یک معلم

بسیار عالی بود تشکر از شما و تهیه کنندگان این مستند زیبا و تأثیرگذار