ناگفته های کارگردان در گفتگوی تفصیلی با فارس

در گفت‌وگوی تفصیلی با فارس عنوان شد
اسفندیاری: «جهان‌شهری‌ها» در شرایط فقیرانه ای تولید شد
 
 
خبرگزاری فارس: کارگردان مجموعه مستند «جهانشهری‌ها» گفت: بودجه ما بسیار کمتر از بودجه‌ای بود که برای مستندهای داخلی صرف می شود و ما در شرایط فقیرانه‌ای کار را تولید کردیم.
 
به گزارش خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس، مجموعه مستند «جهان‌شهری‌ها» که از شبکه سه سیما روی آنتن رفت، در مدت زمان پخش خود با مخاطبان بسیاری مواجه شد. همین استقبال از مخاطبان باعث شد تا با «شهاب اسفندیاری» کارگردان «جهانشهری‌ها» که دکترای مطالعات فرهنگی خود را از دانشگاه ناتینگهام دریافت کرده، به گفت‌وگو بنشینیم.

اسفندیاری در گفت‌وگو با خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس، درباره انتخاب موضوع مستند جهانشهری‌ها گفت: در دوران تحصیلم در انگلستان با برخی افراد که ویژگی چند ملیتی و فراملی بودن را داشتند، یا اجدادشان سال ها قبل به آن کشور مهاجرت کرده بودند، و یا پدران و مادرانشان از ملیت‌های مختلف بودند، ارتباط پیدا کرده بودم و این موضوع برایم قابل توجه بود.

وی ادامه داد: ضمن اینکه تغییر مذهب هم در برخی وجود داشت. مثلا اگر کسی آنجا مسلمان شده بود؛ عناصری از فرهنگ آن سرزمین را با خود به همراه داشت و قطعا فرهنگ او با جوان مسلمان ایرانی یا عراقی متفاوت بود. همچنین بحث فعال‌بودن افراد در یک محیط غیر اسلامی هم برای ما مهم بود. مسلمانان و شیعیانی بودند که در شرایطی فعالیت می‌کردند که محیط اسلامی نیست و همه مسلمان نبودند. اسفندیاری ادامه داد: این افراد با زحمت و تحقیق و کنار گذاشتن خیلی از دلبستگی های خود و با تحمل فشار خانواده و جامعه پیرامون خود مسلمان می‌شوند و دین خود را حفظ می‌کنند. اما ما در محیطی کاملا اسلامی گاهی نمی‌توانیم به این درجه از تکامل برسیم. چنین مواردی برای ما تذکر است و نباید غرور پیدا کنیم که به طور مادرزاد مسلمان بوده‌ایم.

کارگردان جهانشهری ها اظهارداشت: وجه سوم که برایم مهم بود، آیه 13 سوره حجرات بود که در ابتدای برنامه هم از آن استفاده کرده بودیم که بین اقوام و ملیت‌های مختلف هیچ امتیازی از نظر قرآن نیست مگر به واسطه تقوا و پرهیزگاری. متاسفانه تفکرات ناسیونالیستی و ملی گرایانه به ملت ها ارزش ذاتی می دهند، و بر این مبنا بین ملت ها تمایز ایجاد می کنند. گاهی این وجوه تمایز مربوط به فضائل ملت‌هاست. اما فی نفسه نباید ملیت را به عنوان یک ارزش مطلق به حساب آورد زیرا این همان مفهوم نژاد‌گرایی و نژادپرستی است که از نظر اسلامی و فرهنگی قابل قبول نیست. ما نمی توانیم به خاطر ملیت خودمان را برتر از دیگران بدانیم. در حقیقت تقوا و پرهیزگاری حرف اول را می‌زند. هر مملکتی در تاریخ خود نقاط روشن و تاریک بسیاری دارد.

وی توضیح داد: مجموعه «جهانشهری ها» در واقع مانیفستی علیه نژادگرایی است و تصویری از اسلام در مقیاس جهانی ارائه می‌دهد. باید بدانیم که فقط ما مسلمان نیستیم. باید بدانیم که در اقصی نقاط دنیا و حتی نقاط دورافتاده آمریکای لاتین افرادی با فرهنگ‌ها و ملیت های متفاوت از ما زندگی می‌کنند اما مسلمان هستند و چه بسا مقام آنها نزد خدا بالاتر از ما باشد.

وی تصریح کرد: متاسفانه در فرهنگ عامه کشور ما گاهی به ملیت‌های دیگر توهین می‌شود و شاید خیلی اهمیت این موضوع برای خیلی ها ملموس نباشد. یک مورد دیگر مقررات بسیار سخت مهاجر پذیری و اهدای تابعیت به خارجی‌ها است. ما در این برنامه مواردی داریم مانند ادگاردو که به مدت 15 سال در مناطق بسیار دورافتاده به تبلیغ دین اسلام پرداخته است. او تک و تنها به جاهایی می‌رود که حتی 5 شیعه هم وجود ندارد. مناطقی که جانش در خطر است . حتی دشمنان ما نیز قدر او را فهمیده‌اند و آمریکایی‌ها گزارشی را منتشر کرده‌اند که در آن نسبت به فعالیت ادگاردو ابراز نگرانی کرده‌اند. اما ما بعد از 15 سال هنوز یک اقامت دائمی به او نداده ایم.

اسفندیاری با بیان اینکه وقتی من با او سفر می‌کردم، متوجه شدم که مسئولان برخی سفارت خانه‌های ما حتی از دیدار با ایشان نیز خودداری می‌کنند. وی افزود: تصویربرداری این پروژه که شروع شده بود و چند قسمت هم کامل شده بود که مقام معظم رهبری بحث بیداری اسلامی را مطرح کردند و حتی در یکی از سخنانشان اشاره کردند که این بیداری اسلامی تا قلب اروپا هم پیش خواهد رفت. این تقارن مبارکی بود و واقعا ما این موضوع را به چشم خود می‌دیدیم. البته گاهی افراد در داخل ایران خیلی حقیقت این مسئله را باور نمی کنند، اما ما به رأی العین این مسئله را مشاهده کردیم و تلاش کردیم آن را به تصویر بکشیم.

وی در ادامه سخنانش با عنوان این مطلب که برای ما موضوع صدور انقلاب چون دائم در درون کشور تکرار شده امری کاملا عادی است و به نظرمان شعاری می‌آید، اظهار داشت: اما در «جهانشهری ها» دیدیم خانواده‌ای را که چهل سال در کشور انگلستان زندگی کرده‌اند و خانواده تحصیل کرده‌ای هم هستند و می‌گفتند که اجدادشان شیعه بودند اما چون سالها در انگلستان زندگی کرده‌اند، از هویت خود دور مانده‌اند. آنها می گفتند انقلاب اسلامی که پیروز شد و امام خمینی که در جهان مطرح شد، ما احساس هویت کردیم و دوباره به هویت اسلامی و شیعی خود برگشتیم. اسفندیاری ادامه داد: من همین مضمون را از ونزویلایی‌های لبنانی‌ تبار نیز شنیدم. آنها هم می‌گفتند که ما با مردم آمریکای لاتین قاطی شده‌ بودیم و اصلا رنگ و بویی از هویت اسلامی در ما نبود. پایتخت‌های آمریکای لاتین پر از مهاجران کشورهای اروپایی است و فرهنگ غالب آنجا اروپایی است. ولی آنها هم می‌گفتند که بعد از انقلاب اسلامی ما احساس افتخار کردیم که بگوییم مسلمان و شیعه هستیم. در حالی که پیش از این حتی پدران و مادران ما اسم‌های اروپایی برایمان انتخاب می‌کردند.

کارگردان مجموعه مستند جهان شهری ها عنوان داشت: حتی برای برخی از غیرمسلمانان هم انقلاب اسلامی یک تجدید حیات بود و پس از وقوع آن به اسلام و شیعه گرایش پیدا کردند. چون مواضع امام خمینی را برابر ظلم، آپارتاید، کمونیسم و سرمایه‌داری می‌دیدند. آنها در چند صد سال اخیر همواره رهبران کلیسا را هم‌دست با حاکمان مستبد و پادشاهان ‌دیده بودند. حال برایشان شگفت‌آور بود که یک رهبر مذهبی در مقابل سلطنت، استکبار و استعمار ایستاده‌ است.

وی ادامه داد: خیلی‌ها آن زمان مسلمان شدند و چون بیشتر مساجد در غرب در دست سنی‌ها و وهابی‌ها بود، این افراد که می‌خواستند مسلمان بشوند و به این مساجد می‌رفتند و می‌گفتند که سخنان امام خمینی بر آنها تأثیر گذاشته و می خواهند مسلمان شوند، به آنها می‌گفتند که نه! امام خمینی اصلا مسلمان نیست! و دینش هم معلوم نیست که درست باشد! آنها می فهمیدند که مسجد را اشتباه رفته‌اند و به دنبال شناخت شیعه می‌رفتند.

وی افزود: در برخی مدارس لندن تعداد دختران با حجاب از تعداد بی حجاب‌ها بیشتر است. در جنوب و یا شرق لندن که تعداد مسلمانان بیشتر است، این موارد را در برخی محلات می‌بینید و گاهی فکر می‌کنید وارد یک کشور اسلامی شده‌اید. رشد مراکز و مدارس اسلامی در غرب به همین 20 و 30 سال اخیر برمی‌گردد.

اسفندیاری همچنین درباره زمان تولید این مستند گفت: حدود 2 سال و نیم از آغاز به کار این مجموعه گذشته است. سال 89 ابتدا چند قسمت را تهیه‌کردیم و به مسئولان شبکه سه تحویل دادیم. آنها با ادامه تولید برنامه موافقت کردند. ولی پیدا کردن سوژه‌های این برنامه و راضی کردن آنها بسیار مشکل بود.

وی اظهار داشت: خیلی‌ها که اصلا دوست ندارند درباره زندگی خصوصی خود جلوی دوربین سخن بگویند. ضمن اینکه برنامه ما قرار نبود در همان کشورها پخش شود و آنها نمی‌توانستند این برنامه را ببینند و همین موضوع برایشان ضد انگیزه بود. همچنین برخی افراد ملاحظات شخصی و کاری داشتند و چند ماه طول می‌کشید تا بتوانیم آنها را توجیه کنیم و اعتمادشان را جلب کنیم.

کارگردان جهانشهری ها با بیان اینکه حتی برای برخی از این افراد من یک سال صبر کردم، چون می‌دانستم که چه دلهای پاک و نورانی دارند، گفت: ما وقت زیادی هم نمی‌توانستیم جهت تصویربرداری مزاحم آنها بشویم چون گرفتاری ها و مشغله های شخصی داشتند. گروه تولید ما هم بسیار کوچک بود که البته توفیق اجباری بود و به محدودیت بودجه برمی‌گشت. بودجه ما بسیار کمتر از بودجه‌ای است که برای مستندهای داخلی صرف می شود. لذا مجبور بودیم گروه جمع و جوری داشته باشیم. همچنین نمی‌خواستیم با یک گروه 10 نفره خانه فرد مورد نظرمان را به یک استودیو تبدیل کنیم و گفت‌و گوهای کلیشه‌ای بگیریم.

وی ادامه داد: سعی کردیم با یک تیم تولید بسیار کوچک و بدون تشریفات معمول کار را تولید کنیم. گفت‌وگوها هم کاملا فرایندی طبیعی و دوستانه داشته باشد. مثلا اگر روز جمعه بود و فرد می خواست به نماز جمعه برود ما هم با او همراه می‌شدیم و این صمیمیتی که در کار منعکس شده به دلیل همین رابطه است. در برخی مواقع وقتی با یک نفر ارتباط برقرار می‌شد، آن فرد ما را به افراد دیگر معرفی می کرد. مثلا ما با یک خانم ونزوئلایی شیعه در انگلستان آشنا شدیم و از او پرسیدیم که چطور شیعه شدی؟‌ او به ما پاسخ داد که یک روحانی آرژانتینی به ونزوئلا می‌آمد و به تبلیغ اسلام می‌پرداخت و من در اثر سخنان او شیعه شدم.

اسفندیاری توضیح داد: من به دنبال این روحانی عازم قم شدم و ایشان را پیدا کردم و صحبت کردم و متوجه شدم که چه داستان زندگی جذاب و جالبی ایشان دارد. به مسئولان شبکه گفتم که این آدم ارزش این را دارد که ما با او به مناطقی که تبلیغ می‌کند برویم. مسئولان شبکه هم پذیرفتند و ما در یک سفر یک ماهه با ایشان به حدود 6 الی 7 کشور آمریکای لاتین سفر کردیم. او 15 سال به این مناطق می‌رفت.

وی تصریح کرد: ایشان به مناطق کوهستانی دورافتاده‌ای می‌رفت که اصلا هیچ مسلمانی در آنجا نبود. ادگاردو برای اولین بار به آنجا می‌رفت و چون به سخنران معروفی در آمریکای لاتین تبدیل شده او را دعوت می کردند. او حدود 15 ساعت با هواپیما و 12 ساعت با اتوبوس می‌رفت تا به این مناطق برسد. و در این مناطق دورافتاده به تبلیغ اسلام می پرداخت. این صحنه ها انسان را واقعا به یاد صدر اسلام می‌انداخت که مثلا پیامبر (ص) به تنهایی به شهر طائف می‌رفتند. ادگاردو هم حدود ده روز بین قشرهای مختلف نظیر دانشجویان و معلمان و کارگران و جوانان سخنرانی می‌کرد.

اسفندیاری گفت: این مجموعه و سفر ادگاردو سری دوم مجموعه جهان‌شهری‌ها را تشکیل می‌دهد که در حال تدوین است و یک شناخت تازه‌ای به ما می‌دهد. من بعد از این سفر احساس کردم که ما هیچ چیزی از آن منطقه نمی‌دانیم. نه از جهت تاریخ، نه جغرافیا، نه مذهب، نه فرهنگ و ... در حالی که فرصت بی‌نظیر تبلیغی و حتی اقتصادی برای ایران به شمار می‌رود. متاسفانه تصویری که از آمریکای لاتین در ذهن ما وجود دارد تصویر جنگل و بومیان بدوی و ... است. در حالی که آمریکای لاتین اصلا اینطور نیست و در برخی از مناطق آثار باستانی بسیار قدیمی دارند که قدمت آنها به چند هزار سال بر می گردد. در برخی از ایم کشورها می دیدیم که هواپیما، هواپیما توریست اروپایی و آمریکایی به آنجا می‌روند.

وی همچنین درباره زمان پخش سری دوم مجموعه جهانشهری ها عنوان داشت: تدوین این کارها بیشتر از برنامه‌های فارسی زبان طول می‌کشد و طی چند ماه آینده پخش خواهد شد و حدود 13 تا 14 قسمت است و فقط به منطقه آمریکای لاتین می‌پردازد. در ادامه آشنایی با ادگاردو همراه او به آمریکای لاتین می‌رویم و هم با شیعیان و مسلمانان انجا آشنا می‌شویم و هم با تاریخ و فرهنگ و جغرافیای آن مناطق.

کارگردان جهانشهری ها درباره تعامل با شبکه سه برای پخش این مستند نیز گفت: در مراحل اولیه تولید جز از لحاظ بودجه مشکل دیگری نداشتیم. ما ابتدا چند مصاحبه گرفته بودیم تا موضوع مسلمانان چند ملیتی را توضیح بدهیم و دوستان شبکه تصور کردند که کار قرار است فقط چند مصاحبه باشد. گفتند شما یک دوربین می‌گذارید و مصاحبه می‌گیرید! کار سختی نیست! طی 4 الی 6 ماه هم کار را می‌سازید و تمام می‌شود. در حالی که تولید کار بسیار سخت بود. از جهت تنوع لوکیشن، فیلمبرداری در مناطق ناامن، در کشورهایی که نه سفارت داریم و نه کنسولگری و اگر اتفاقی بیفتد هیچ پشتیبانی نداریم. در تمام این کشورها هم بدون مجوز کار می کردیم و هر لحظه امکان داشت پلیس مانع کار ما شود که در چند مورد اتفاق افتاد. خلاصه در شرایط سخت و فقیرانه‌ای کار را تولید کردیم و الان هم یک بدهی سنگین به دلیل افزایش قیمت ارز داریم. در واقع این کار با یک پنجم و یا یک سوم بودجه برخی کارهای مشابه تولید شد.

اسفندیاری گفت: من جا دارد هم از آقای پورمحمدی تشکر کنم و هم از آقای سید حسینی که این برنامه در زمان آنها راه افتاد و هم از آقای زین‌العابدین مدیر فعلی شبکه و آقای تورنگ مدیر گروه فعلی. همین که شبکه سه قبول کند که برنامه‌ مستندی که زیرنویس دارد را هر شب در ساعت پربیننده پخش کند، به نظرم یک شهامت و شجاعتی می‌خواست که آقای زین العابدین آن را پذیرفتند. بالاخره شبکه سه برنامه‌های پربیننده‌ای نظیر فوتبال و سریال دارد و پخش مستند برایشان یک ریسک بود. اما هر ریسک حساب شده ای با پاداش همراه است و به نظرم مدیران شبکه پاداش خود را از طریق بازتاب‌های خوبی که برنامه داشت دریافت کردند.

وی همچنین درباره حواشی ایجاد شده زمان پخش مستند نیز عنوان داشت: در زمان پخش هم فشارهایی بر مسئولان شبکه وارد شد که چرا کار با زیرنویس می‌رود، چرا برنامه دوبله نشده، و یا چرا نریشن ندارد. این در واقع خواسته ما بود که هیچ صدایی در برنامه نباشد جز صدای خود فرد. هیچ تحمیلی از جانب ما نباشد. خود فرد هر چه که هست را بیان کند. دوبله فی نفسه یک نوع تحریف است. یک نوع جعل است. ممکن است هنرمندانه انجام شود و برای یک سریال هم جواب بدهد. اما برای مستند که مبنایش کشف حقیقت است، نقض غرض است. حذف صدای فرد است. فکر کنید لحظاتی که این افراد درباره ایمان آوردن و یا درباره سفرهای زیارتی خود صحبت می‌کنند، ما از یک صدای کلیشه‌ای که برای صدها شخصیت دیگر استفاده شده، استفاده می کردیم. قطعا ان اثرگذاری را نداشت.

وی اظهار داشت: دوبله و نریشن اصلا آن حس و اثرگذاری را ندارد و در عین حال بحث اعتماد مخاطب هم هست و بسیاری از این شخصیت‌ها که اروپایی و تحصیل‌کرده هم بودند سخنانی را می‌گویند که اگر ما دوبله می‌کردیم شاید برخی مخاطبان باور نمی کردند. در نریشن هم یک نوع موضع دانای کل وجود دارد. در حالی که ما اصلا در موضع دانای کل نبودیم. ما آمده بودیم روی زمین و زانو زده بودیم جلو این شخصیت ها تا از آنها بیاموزیم و بهره معنوی ببریم. نمی‌خواستیم در این برنامه هیچ ادعایی داشته باشیم. نمی خواستیم توضیح و تفسیر بدهیم. الحمدالله این انتخاب به برنامه ما طراوتی داد و مخاطبان هم با آن همراهی کردند.

اسفندیاری با بیان اینکه درخواست ما البته این است که تکرار برنامه هم روی آنتن برود، ادامه داد: مخاطبان جوان شبکه باسواد هستند و به خواندن زیرنویس آشنا هستند و فکر می‌کنم برنامه در رساندن هدف به مخاطبانش موفق بوده و هم مدیر گروه و هم مدیر شبکه در برابر فشارهایی که وجود داشت، مقاومت کردند. برخی نظر می‌دادند که شما به دلیل استفاده از زیرنویس در ساعت پر بیننده، با افت بیننده مواجه خواهید شد ولی ایشان ایستادگی کردند.

وی در مورد دیگر اصلاحات پخش تصریح کرد: مثلا برخی انتقاد کردند که چرا در پایان برنامه ادگاردو ذکر کردید که او هنوز بعد از 15 سال اقامت یا تابعیت ایرانی ندارد. یا وقتی یک جوان سیاه‌پوست انگلیسی انتقاداتی را مطرح کرد و اشاره کرد که در جاهایی در ایران مورد تمسخر قرار گرفته برخی می گفتند نباید این موارد پخش شود. اما نظر ما این بود که نباید این موارد را لاپوشانی کنیم. وقتی که رهبر انقلاب 20 مورد بحث اصلاح سبک زندگی را مطرح می‌کنند و نقایص و عیوب فرهنگی را بر می شمارند، ما نباید کاتولیک تر از پاپ شویم. این موارد هم جزو برخی نقایص است که باید برطرف بشود. چرا ما باید مشکلی را که واقعی بوده و مهم هم است، منتقل نکنیم؟ به هر حال به شدت مقاومت کردیم و حتی گفتیم اگر این موارد حذف شود اصلا برنامه را جهت پخش ارائه نمی کنیم. و خدا را شکر با پخش آن موافقت شد. اصلا وقتی این افراد از علاقه خود به سفر به ایران و زندگی در ایران می‌گویند، اگر چنین انتقاداتی در بیان آنها وجود نداشت، ممکن بود که در باورپذیری سایر سخنان این افراد هم تردید ایجاد کند.

کارگردان مجموعه مستند جهانشهری ها توضیح داد: ما به مخاطبی که ممکن است یک نگاه کاملا شیفته‌وار و ستایشگر انه نسبت به غرب داشته باشد، می گوییم که غرب آن ایده‌آلی هم که شما فکر می‌کنید نیست. از آن طرف به کسانی که نگاه سیاه و مطلق‌گرایانه منفی نسبت به غرب دارند و می‌گویند که غرب کاملا سیاه و باطل و زشتی است هم تذکر می دهیم که در دریافت های خود به تفریط رفته اند. این دیدگاهها حتی منطبق بر نگاه امام و مقام معظم رهبری هم نیست. رهبری بارها گفته‌اند که اگر در غرب علم و دانشی وجود داشته باشند، ما از آنها یاد می‌گیریم. حتی در بحث تئوری و مبانی بحثی مانند «آزادی» هم تاکید کردند که ما باید آثار متفکران غربی را بررسی کنیم و ببینیم چه گفته‌اند. به نظرم افرادی که از دستاوردهای غرب به عنوان «شر لازم» سخن می گویند شناخت شان از غرب در حد «دبی» و «امارات» است. به هر حال اصلاح و تعدیل نگاه‌های سیاه و سفید و بهشت و جهنمی به غرب یکی از اهداف «جهان‌شهری‌ها» بود.

وی عنوان داشت: جهان‌شهری‌ها پیام‌هایی را هم برای حوزه علمیه داشت. ما چند نفر را دیدیم که از کشورهای مختلف به حوزه علمیه قم آمده بودند طلبه شدند و بعد از تحصیل به امر تبلیغ در کشورهای دیگر پرداختند. اهمیت تبلیغ درست، خصوصا در خارج از کشور متاسفانه خوب درک نشده است. به قول ادگاردو اسعد، شهر قم 2 میلیون نفر جمعیت دارد، و 100 هزار نفر روحانی آنجا هستند. درحالی که منطقه آمریکای لاتین 600 میلیون نفر جمعیت دارد و تنها 5 نفر روحانی شیعه برای آن وجود دارد. چرا اینطور است؟ چرا کسی به فکر نیست؟

وی در پایان سخنانش گفت: چرا برای تربیت مبلغ آن گونه که باید و شاید کار انجام نشده است؟ البته گام هایی برداشته شده اما بسیار کم است. نوع تبلیغات ویژه خارج از کشور هم بسیار مهم است. اگر یک روحانی بدون شناخت از یک کشور و آداب و رسوم و فرهنگ ها و یا ندانستن زبان به منطقه‌ای برود، قطعا در کارش موفق نخواهد بود. بهترین و موثرترین شیوه‌ای که موجود است، این است که افرادی از همان مناطق به قم بیایند و پس از تحصیل دوباره به کشورهایشان بروند و به تبلیغ بپردازند. اما متاسفانه حمایت از این طلبه ها در قم به گونه ای است که برخی از آنها تحصیل را رها کرده و به کشورهای خود بر می گردند.

/ 0 نظر / 11 بازدید